اشـــک بــــاران
آخـ ـریــن بـرگــــ سفـ ــ ـرنـ ـامـه بـ ــاران ایـن اسـت ..... کـه زمـیــ ــ ـن چـرکـیــ ــ ـن اسـت
آری، آری، زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست گر بیفروزیش، رقص شعلهاش در هر کران پیداست ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست دل کـوچـولـو ، دل دیـوونــه دیگه نــرو از خونـــه پشیمـون میشی ، پریشـون میشی نمی دونـی دیـوونــه بیـرون از خونــه ، دلا همـه سنـگ هر چی می بینـی ، رنگـه و نیـرنگ
تـو مثــل یه پـَـر ، می بـردت بــاد حتـی یـادت هـم ، می بـرند از یــاد دل کـوچـولـو ، دل دیـوونــه دیگه نــرو از خونـــه پشیمـون میشی ، پریشـون میشی نمی دونـی دیـوونــه بمیـرم واسه تـو ، چه رنج ها نکشیـدی چـه خـستـــه ، دل تـنـهــا چه حرف هـا ، که شنیدی حـالا برگشتی بـازم تـو سینــه می دونـی تنهــا ، منـو داری میدونم شیطون، بلای جونم منو بـاز آروم نمیـذاری دل کـوچـولـو ، دل دیـوونــه دیگه نــرو از خونـــه پشیمـون میشی ، پریشـون میشی نمی دونـی دیـوونــه شاعر : هما میر افشار (منبع ویکی پدیا) خواننده : مهسـتـــی آهنگساز و نوازنده : انوشیروان روحانی دانلود آهنگ دل کوچولو با صدای مهستی
خسته ام از آرزوهــا ، آرزوهـــای شعـــاری شــاعر : زنده یاد قیصر امین پور بــوی بــــاران بـــوی سـبــــزه بـــوی خـــاک آسمــــان آبــی و ابــــر سپیـــد خـوش به حــال روزگـــار ای دل مـن گــرچـه در ایــن روزگـــار ای دریغ از تو اگـر چـون گــل نـرقصـی با نسیــم گـــر نکــوبــی شیشــه غــــم را بــه سنــگ شــاعــــر : فــریــدون مشیـــــری پیشاپیش فرا رسیدن سال نو را به شما تبریک می گویم شــــآد و پیــروز باشید ﻓـﺎﺻﻠــﻪ ﻳﻪ ﺣــﺮف ﺳـﺎده اﺳﺖ، ﺑﻴـﻦ دﻳـﺪن و ﻧﺪﻳـﺪن ﺑـﮕـﻮ ﺻـﺮﻓـــﻪ ﺑﺎ ﻛـﺪوﻣـــﻪ، ﺷـﻨﻴــﺪن ﻳﺎ ﻧـﺸﻨﻴـــﺪن ؟ ﻣـﺎ ﻣﻲﺧـﻮاﺳﺘﻴـﻢ از درﺧﺘﻬـﺎ ﻛﺎﻏـﺬ و ﻗـﻠـﻢ ﺑﺴﺎزﻳــﻢ ﺑـﻨـﻮﻳﺴﻴـﻢ ﺗﺎﺑـﻤـﻮﻧﻴـﻢ ؛ ﭘـﺸﺖ ﺳﺎﻳـﻪ ﺟـﻮن ﻧﺒــﺎزﻳــﻢ آﻳـﻨــﻪﻫـﺎ اوﻧـﺠــﺎ ﻧـﺒـﻮدن ﺗـﺎ ﺑـﺒﻴﻨﻴـﻢ ﻛﻪ ﭼﻪ زﺷﺘﻴــﻢ رو درﺧـﺖ ﺑﺎﻧـﻮک ﺧﻨﺠــﺮ «زﻧـﺪه ﺑﺎد درﺧـﺖ» ﻧﻮﺷﺘﻴﻢ زﻧـﮓ ﺧـﻮش ﺻـﺪای ﺗﻔﺮﻳﺢ واﺳﻤﻮن زﻧﮓ ﺧﻄــﺮ ﺷﺪ ﻫـﻤـﻪی ﭼـﻮﺑـﻬﺎی ﺟـﻨﮕـﻞ، دﺳﺘـﻪی ﺗـﻴـﻎ ﺗﺒــــﺮ ﺷﺪ ﻓـﺎﺻﻠــﻪ ﻳﻪ ﺣــﺮف ﺳـﺎده اﺳﺖ، ﺑﻴـﻦ دﻳـﺪن و ﻧﺪﻳـﺪن ﺑـﮕـﻮ ﺻـﺮﻓـــﻪ ﺑﺎ ﻛـﺪوﻣـــﻪ، ﺷـﻨﻴــﺪن ﻳﺎ ﻧـﺸﻨﻴـــﺪن ؟ اﮔـﻪ ﺣــﺮﻓـﻤـﻮ ﺷـﻨﻴــﺪی ﺟـﻨﮕـﻠـــﻮ ﻧـﺪه ﺑﻪ ﭘـﺎﻳـﻴــــﺰ ﻛــﺎری ﻛﻦ درﺧﺖ ﺑـﺎﻏـﭽــﻪ ﺗﻦ ﻧﺪه ﺑﻪ ﺧﻨﺠــﺮ ﺗـﻴـــــﺰ ﺑﺎ ﺟـﻮوﻧﻪﻫﺎ ﻳﻜـی ﺷﻮ، ﭘـَـﺮ ﺑﻜـﺶ ﻧﮕــﻮ ﻛﻪ ﺳﺨـﺘــﻪ ﺟـﻨﮕــﻞ ﺗــﺎزه ﺑـﻪ ﭘــﺎ ﻛﻦ؛ ﻫــﺮ ﻳـﻪ آدم ﻳـﻪ درﺧـﺘـــﻪ ﻓـﺎﺻﻠــﻪ ﻳﻪ ﺣــﺮف ﺳـﺎده اﺳﺖ، ﺑﻴـﻦ دﻳـﺪن و ﻧﺪﻳـﺪن ﺑـﮕـﻮ ﺻـﺮﻓـــﻪ ﺑﺎ ﻛـﺪوﻣـــﻪ، ﺷـﻨﻴــﺪن ﻳﺎ ﻧـﺸﻨﻴـــﺪن ؟ ﻓـﺎﺻﻠــﻪ ﻳﻪ ﺣــﺮف ﺳـﺎده اﺳﺖ، ﺑﻴـﻦ دﻳـﺪن و ﻧﺪﻳـﺪن ﺑـﮕـﻮ ﺻـﺮﻓـــﻪ ﺑﺎ ﻛـﺪوﻣـــﻪ، ﺷـﻨﻴــﺪن ﻳﺎ ﻧـﺸﻨﻴـــﺪن ؟ ﻣـﺎ ﻣﻲﺧـﻮاﺳﺘﻴـﻢ از درﺧﺘﻬـﺎ ﻛﺎﻏـﺬ و ﻗـﻠـﻢ ﺑﺴﺎزﻳــﻢ ﺑـﻨـﻮﻳﺴﻴـﻢ ﺗﺎﺑـﻤـﻮﻧﻴـﻢ ؛ ﭘـﺸﺖ ﺳﺎﻳـﻪ ﺟـﻮن ﻧﺒــﺎزﻳــﻢ آﻳـﻨــﻪﻫـﺎ اوﻧـﺠــﺎ ﻧـﺒـﻮدن ﺗـﺎ ﺑـﺒﻴﻨﻴـﻢ ﻛﻪ ﭼﻪ زﺷﺘﻴــﻢ رو درﺧـﺖ ﺑﺎﻧـﻮک ﺧﻨﺠــﺮ «زﻧـﺪه ﺑﺎد درﺧـﺖ» ﻧﻮﺷﺘﻴﻢ زﻧـﮓ ﺧـﻮش ﺻـﺪای ﺗﻔﺮﻳﺢ واﺳﻤﻮن زﻧﮓ ﺧﻄــﺮ ﺷﺪ ﻫـﻤـﻪی ﭼـﻮﺑـﻬﺎی ﺟـﻨﮕـﻞ، دﺳﺘـﻪی ﺗـﻴـﻎ ﺗﺒــــﺮ ﺷﺪ ﻓـﺎﺻﻠــﻪ ﻳﻪ ﺣــﺮف ﺳـﺎده اﺳﺖ، ﺑﻴـﻦ دﻳـﺪن و ﻧﺪﻳـﺪن ﺑـﮕـﻮ ﺻـﺮﻓـــﻪ ﺑﺎ ﻛـﺪوﻣـــﻪ، ﺷـﻨﻴــﺪن ﻳﺎ ﻧـﺸﻨﻴـــﺪن ؟ شاعــر : یغمــا گلرویی آهنگساز و خواننده :سیاوش قمیشی دلم برای کسی تنگ است دلم برای کسی تنگ است -آه با که بتوان گفت کسی که بی من ماند کسی که با من نیست کسی .... دگر کافی ست شـاعـــر : حمیـــد مصــدق فقط تو فکـر این عشقـم تو فکــر بودن با هـم می دونـم که یه وقتــایی دلت میگیــره از کــارم شـاعـــر : افشیـن مقـــدم خــواننده: معـیـــن آهنگساز : علیرضا افکاری مـی بـیـنــم صــورتـمــــو تــو آیـنــــه با لـبـی خستـه می پـرسـم از خـودم می خواستی خورشید و با دست بگیری ولی امـروز شهــر شب خـونه ات شده داری بـی صــدا تــو قـلـبت می میــری مــی شکـنـــم آیـنـــه رو تـــا دوبــــاره نـخـــواد از گـذشتــه هــا حــرفـــ بـزنـه آیـنــه می شکنـه هــزار تیکه می شه شاعـر : اردلان سرفـراز خواننده : فـرهاد مهــراد
لینک دانلود در 4shared : دانلود آهنگ لینک دانلود در picofile : دانلود آهنگ گـل گلــدون من شکستـه در بـــاد
شاعر:فرهاد شیبانی آهنگساز : فریبرز لاچینی یا فریدون شهبازیان لینک دانلود در 4shared : دانلود آهنگ لینک دانلود در picofile : دانلود آهنگ نه تو می مانی، نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم خواهد رفت آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز تو به آیینه، نه! آیینه به تو خیره شده ست تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید و اگر بغض کنی آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف! بسته های فردا همه ای کاش ای کاش! ظرف این لحظه ولیکن خالی ست ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود غم که از راه رسید در این سینه بر او باز مکن تا خدا ،یک رگ گردن باقی ست تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده! شاعر : کیوان شاهبداغی همچنــان پـــای پـیــــاده ، فـــارغ از صــدای خشـم آسمـــونـی جــــــاده هــــای بـی کـســـی رو گــــم مـی کـــردم آروم آروم مــن بــه یـــــاد عــطـــــر بــــــارون زده ی گـلـهـــــای پـــونـــــه تـرانه سـرا : ناهید میر بهاء خواننده: سیاوش قمیشی لینک دانلود در 4shared : دانلود آهنگ لینک دانلود در picofile: دانلود آهنگ دلم میخواد به اصفهان برگردم آهنگساز : جمشید شیبانی خواننده : معین
یــادم آمـد، شـوق روزگــار کــودکــی مـسـتـــی بــهـــــــــار کــــودکــــی رنگ گل جمال دیگر درچمن داشت آسمان جلای دیگر پیش من داشت شور وحـال کودکـی برنگردد دریغـا قیــل وقال کودکـی برنگردد دریغـا دل دور از حسـد من شکیـبـــا بود نه مراسوز سینه بود نه دلم جای کینه بود شور وحال کـودکی برنگردد دریغـا روز وشب دعای من بـوده بـاخــدای من کـزکــــرم کند حـاجتــــم روا آنچه مانده ازعمر من به جا گیرد وپس دهد به من دمی مستـــی کـودکـــانــه مـــرا شور وحال وکودکی برنگردد دریغــا قیـل وقــال کودکی برنگردد دریغــا شاعر : معینی کرمانشاهی آهنگساز : استاد علی تجویدی بازخوانی تصنیف توسط علیرضا افتخاری ، به اهتمام فریدون شهبازیان در آلبوم یاد استاد (دانلود ) +ظاهرا این تصنیف توسط مرضیه و الهه هم اجرا شده که متاسفانه نتونستم پیدا کنم اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است كوك كن ساعتِ خویش ! دسته گل داده به آب و در آغوش سحر رفته به خواب كوك كن ساعتِ خویش ! شاطری نیست در این شهرِ بزرگ ، كه سحر برخیزد شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین دیر برمی خیزند كوك كن ساعتِ خویش ! راهیِ حمّامی نیست كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی كوك كن ساعتِ خویش ! خالی از خِش خِش ِ جاروی ِ شب ِ رفتگر است كوك كن ساعتِ خویش ! شهر هم . . . خوابِ اینترنتی ِ عصرِ اتم می بیند كوك كن ساعتِ خویش ! كه در این شهر، دگر مستی نیست كه تو وقتِ سحر، آنگاه كه از میكده برمی گردد از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی كوك كن ساعتِ خویش ! اعتباری به خروس ِ سحری نیست دگر و در این شهر سحرخیزی نیست و سحر نزدیک است شاعر : کیوان هاشمی
پرنده های قفسی، عادت دارن به بی کسی عمـرشونو بی هم نفس ،کِـز می کنن کنج قفس نمی دونن سفر چیه، عاشق در به در کیه هر کی بریزه شاه دونه، فکر می کنند خداشونه یه عمــره بی حبیبـن، با آسمـون غریبـن ایـن همـه نعمـت اما،همیشـه بی نصیبن چه می دونـن به چی میـگـن سـتــــاره چه می دونن دنیــــا کـِــیا بـهـــــاره چه می دونن عـاشـق میشه چه آسون پـرنده زیـر بـارون تو آسمون ندیدن،خورشید چه نوری داره چشمه ی کوه مشرق، چه راه دوری داره قفس به این بزرگی، کاشکی پرنده بودم مـهـــم نبـود پــریـدن، ولـی بـرنــده بـودم فـرقـی نـداره وقتـی نـدونـی و نبینــی غُصّت می گیره وقتی می دونی و می بینی شـاعـر : مسـعود فـردمنش خواننده : سیاوش قمیشی در کنار خطوط سیم پیام خارج از ده دو کاج روئیدند شاعر : محمد جواد محبت در كنار خطوط سیم پیام خارج از ده دو كاج روئیدند شاعر : محمد جواد محبت- همان شاعر دو کاج + شعر محبوب دوران کودکی من این شعر بود، با وجود اینکه میگن شعر اول تلخه ولی به شخصه همون اولی رو بیشتر می پسندم گفته بودم زندگي زيباست گفته و ناگفته اي بس نكته ها كاينجاست آسمان باز آفتاب زر باغهاي گل دشتهاي بي در و پيكر سر برون آوردن گل از درون برف تاب نرم رقص ماهي در بلور آب بوي عِطر خاك باران خورده كهسار خواب گندمزارها در چشمه مهتاب آمدن ، رفتن ، دويدن عشق ورزيدن در غم انسان نشستن پا به پاي شادمانيهاي مردم پاي كوبيدن كار كردن ، كار كردن آرَميدن چشم اندازبيابانهاي خشك و خسته را ديدن جرعه هايي از سبوي تازه آب پاك نوشيدن گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن همنفس با بلبلان کوهی آواره خواندن در تله افتاده آهو بچگان را شير دادن و رهانيدن نيمروز خستگي را در پناه دره ماندن گاهگاهي زير سقف اين سفالين بامهاي مَه گرفته قصه هاي در هم غم را ز نم نم هاي بارانها شنيدن بي تكان گهواره رنگين كمان را در كنار بام ديدن يا شب برفي پيش آتشها نشستن دل به رؤياهاي دامنگير و گرم شعله بستن آري آري زندگي زيباست زندگي ، آتشگهي ديرنده پابرجاست گر بيفروزيش ، رقص شعله اش در هر كران پيداست ور نه خاموش است و خاموشي گناه ماست پیر مرد آرام و با لبخند زندگي را شعله بايد برفروزنده شعله ها را هيمه سوزنده جنگلي هستي تو اي انسان جنگل اي روييده آزاده بي دريغ افكنده بر روي كوهها دامان آشيانها بر سرانگشتان تو جاويد چشمه ها در سايبانهاي تو جوشنده آفتاب و باد و باران بر سرت افشان جان تو خدمتگزار آتش سر بلند و سبز باش اي جنگل انسان زندگانی شعله می خواهد صدا سر داد عمو نوروز زندگي را شعله بايد بر فروزنده شعله را هيمه سوزنده آري آري زندگي زيباست زندگي ، آتشگهي ديرنده پابرجاست گر بيفروزيش ، رقص شعله اش در هر كران پيداست ور نه خاموش است و خاموشي گناه ماست «سياوش کسرايی» (۵ اسفند ۱۳۰۵ هشت بهشت اصفهان - ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ وین) + این شعر بخش آغازین منظومه آرش کمانگیر سروده سیاوش کسرایی است. منظومه کامل به همراه فایل صوتی با صدای شاعر در ادامه مطلب + حتما یکبار هم شده داستان آرش کمانگیر را از زبان این شاعر نیمایی بخوانید و بشنوید + به دلیل طولانی شدن این پست، متاسفانه زندگینامه این شاعر فقید معاصر را قرار ندادم ! - به کجا چنین شتابان ؟ - سفرت به خیر ! اما تو دوستی خدا را « محمد رضا شفیعی کدکنی» کلاس درس استاد شفیعی کدکنی
درس معلم ار بود زمزمه محبتی ...! + شعر نوشته شده در قسمت شرح وبلاگ "آخـ ـریــن بـرگــ سفـ ــ ـرنـ ـامـه بـ ــاران ایـن اسـت ..... کـه زمـیــ ــ ـن چـرکـیــ ــ ـن اسـت" هم از سروده های این شاعر معاصر است. دیده بگشا ای به شهــد مــرگ نوشینت رضـــا دیده بگشا از کرم، رنجور دردستان، علی! دیـده بگشـا رنـج انسـان بیـن و سیــل اشــک و آه دیده بگشا بر ستـم؛ بر این فریبستان، علی! دیده بگشــا! نقـش انسـان مـاند با جـامی تهی دیده بگشا ای صنـم، ای ساقی مستان، علی! دانلود آلبوم ماه غریبستان محمد اصفهانی بـه نسیـمـی همـه راه به هم میریزد دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت شاعر : فاضل نظری «شانه هایت» ســر بـر روی شــانـه هـای مهــربـانت می گــذارم عــشـــق صدها چهــره دارد ، دست تو آیینه دارش در هــوای دیـدنـت یـک عمـــر در چلــه نشسـتــم بـغـض سـرگـــردان ابــرم ، قلــه ی آرامـشــم تــو ترانه سرا :اردلان سرفراز آهنگ ساز: فرید زولاند خواننده: هایده «سوغات» وقتی میای صدای پات ،از همه جـاده ها مـیـاد انگـار نه از یه شهر دور، کـه از همـه دنیـا مـیــاد تا وقتی که در وا میشه،لحظه ی دیدن می رسه هر چی که جاده س رو زمین،به سینه ی من می رسه ، آه ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسـم اگـه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم به هر چی می خوام می رسم وقتـی تو نیستـی قلبمـو،واسه کی تـکــرار بـکنــم؟ گــل های خواب آلـوده رو، واسه کـی بیــدار بـکنــم؟ واسه کـبـوتـرای عـشــق،دسـت کی دونـه بپـاشـه؟ مـگـه تـن مـن می تـونـه،بـدون تــو زنــده بـاشـه؟ ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسـم اگـه تو رو داشته باشـم به هر چی می خوام می رسم به هر چی می خوام می رسم عزیز ترین سوغاتیه، غبار پیراهن تو عمـر دوباه ی منه دیدن و بوییدن تو نه من تو رو واسه خودم، نه از سر هوس می خوام عمـر دوبـاره ی منی، تـو رو واسـه نفـس می خوام ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسـم اگـه تو رو داشته باشـم به هر چی می خوام می رسم به هر چی می خوام می رسم وقتی میای صدای پات، از همه جـاده ها مـیـاد انگـار نه از یه شهر دور، کـه از همـه دنیـا مـیــاد تا وقتی که در وا میشه،لحظه ی دیدن می رسه هر چی که جاده س رو زمین،به سینه ی من می رسه ، آه ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسـم اگـه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم به هر چی می خوام می رسم ترانه سرا :اردلان سرفراز آهنگ ساز: آندرانیک خواننده: هایده + بازخوانی بیوگرافی اردلان سرفراز (شاعر) واسهـ زنده موندنـــم بهــونـِـهـ ی تــازهـ بگیــــــر نـفـســـــم در نمیــــاد مــــــاهـ ُ از آســمـــونــ بکـَـــن بـذار ایـن روزنــهـــ راهـی شـِـهـ واسهـ عبـــــور مــَــن +مطمئن نیستم ولی فکر کنم شاعرش فرزاد حسنی باشه !! تیتراژ مجموعه اتاق اکسیژن بود +این شعر، بخصوص دو بیتی که نوشتم خیلی دوست دارم ! آهنگ معروفی نیست ولی جزء محبوبترینهاست برای من. حس خوبی بهم میده! بعد از چند سال آهنگش رو پیدا کردم! نمی دونم شما هم خوشتون میاد یا نه؟ !! + دوستی لطف کردن و بهم اطلاع دادند که : ترانه سرا فرزاد حسنی هست. آهنگساز: محمدمهدی گورنگی و با صدای رضا شیری بـده دستـاتو بـه مـن تا بـاورم شه پیشـ َمـی +منم ممنونم اين مرد خود پرست اين ديو، اين رها شده از بند مست مست استاده روبه روي من و خيره در منست *** گفتم به خويشتن آيا توانِ رستنم از اين نگاه هست ؟ مشتي زدم به سينه او، ناگهان دريغ آئينه تمام قد روبه رو شكست . <<حمید مصدق>> بـا يادت سرمستــــم اي نگــاه آسمـــــــاني شاعر : فریدون مشیری آهنگ ساز : استاد مرتضی نی داوود تنظیم آهنگ : فریدون شهبازیان خواننده: علیرضا افتخاری
+ نوستالژی : این آهنگ بر اساس ملودی استاد مرحوم مرتضی نی داوود در دستگاه بیات اصفهان است . ملودی آشنایی که تیتراژ سریال هزار دستان بود. و در اینجا تنظیم شاهکار فریدون شهبازیان رنگ و بوی دیگری به آن داده. + سلام +من آمدم +شعر زیبایی از حمید مصدق در پست های قبل آورده بودم که آقای عرفان لطف کردن کاملش را در اختیار من قرار دادن. به قدری زیبا بود که حیفم اومد کاملش را نیارم. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد +قصیده کامل در ادامه مطلب واي، باران؛ باران؛ شيشه پنجره را باران شست . از دل من اما، - چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربي رنگ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ . مي پرد مرغ نگاهم تا دور، واي، باران، باران، پر مرغان نگاهم را شست . ***** خواب روياي فراموشيهاست ! خواب را دريابم، كه در آن دولت خاموشيهاست . من شكوفايي گلهاي اميدم را در روياها مي بينم، و ندايي كه به من ميگويد : "گر چه شب تاريك است دل قوي دار، سحر نزديك است" دل من، در دل شب، خواب پروانه شدن مي بيند . مهر در صبحدمان داس به دست آسمانها آبي، - پر مرغان صداقت آبي ست - ديده در آينه صبح تو را مي بيند . + برای مشاهده قصیده به طور کامل به ادامه مطلب بروید
+ تقدیم به او که بهارانم از اوست. فریدون مشیری
برچسبها: دل کوچولو, مهستی, انوشیروان روحانی, دانلود آهنگ, هما میرافشار
نــاز مکن ای بنفشـه مـوی فریبـا
بر دل من گر روا بود سخن سخت
از تو پسندیده نیست ای گل رعنـا
شـاخـه خشکی به خـارزار وجودیم
تا چه کند شعله های خشم تو با ما
طعنه و دشنـام تلـخ اینهمه شیریـن
چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبـا
نــاز تو را می کشم به دیــده منـت
سر به رهت می نهم به عجز و تمنا
از تو به یک حرف نـاروا نکشم دست
وز سـر راه تـو دلـــربـــا نکشـم پـــا
عـاشــق زیبــاییــم، اسیــر محبـت
هر دو به چشمـان دلفـریب تـو پیدا
از همه بـازآمدیم و بـا تـو نشستیـم
تنهــا تنهــا به عشـق روی تو تنهــا
بـوی بهـــار است و روز عشـق و جـوانــی
وقت نشاط است و شور و مستی و غوغا
خـنــــده گــل را ببیـن بـه چـهـــره گـلـــزار
آتــش مـِـی را بـبـیـن بـه دامــن مـیـنـــــــا
سـاقــی مـن، جــام من، شــراب من امــروز
نـوبـت عشــق است و عیـش و نوبـت صحــرا
آه چه زیبــاست از تــو جــام گرفتـن
وزلـب گـــرم تـو بوسـه های گــوارا
لـب به لـب جــام و سـر به سینه سـاقــی
آه که جــان می دهـد به شـاعــر شـیـــدا
از تـو شنیـدن تـرانــه هـای دل انـگـیـــــز
بـا تــو نشـسـتــن بـهــــار را به تمــاشـــا
فـــردا فـــردا مـگــو کـه مـن نفــروشـم
عـشـــرت امــروز را بـه حســرت فــــردا
بـس کـن ز بـی وفــایـی بـس کــن
بــازآ ! بــازآ ! به مهــربـانـی بــازآ !
شـایـد بـا این سـرودهـای دلاویــز
بـاردگــر در دل تـو گـرم کنم جـــا
بـاشـد کــز یـک نـوازش تـو دل من
گـردد امـروز چون شکوفه شکوفا
آشتی؟؟؟
برچسبها: آشتی, شعر نو, فریدون مشیری









برچسبها: پا به پای کودکی هایم بیا, شعر, نازنین مرادی, الکی خوش, کودکی
شــوق پـــرواز مجــازی ، بالهـای استعـاری
لحظه های کاغـذی را ، روز و شب تکـرار کردن
خــاطـــرات بـایـگــانـی ، زنـدگــی هــای اداری
آفـتـــاب زرد و غمگیــن ، پـلــه هـای رو بـه پایـیـن
سقفـهــای سـرد و سنگـین ، آسمـانهـای اجــاری
بـا نگــاهـی سـرشکستـه ، چشمهــایی پینــه بستــه
خسته از درهای بسته ، خستـه از چشــم انتـظــاری
صنــدلــی هــای خمیـده ، میـزهای صف کشیـده
خنــده هـای لـب پـریـده ، گــریــه هــای اختیــاری
عصـر جـدول های خالی ، پارکـهای این حوالی
پــرسه های بی خیالی ، نیمکت های خمـاری
رونوشت روزها را ،روی هم سنجاق کردم :
شنبه های بی پناهی ،جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را ، با غبــار آرزوهـا
خاک خواهد بست روزی ،
باد خواهد برد باری
روی میز خالی من ، صفحه باز حوادث
در ستون تسلـیت هـا ،
نامی از ما یادگاری
برچسبها: لحظه های کاغذی, قیصر امین پور, شعر نو, تازه ها
شـاخـه های شسته بـــاران خــورده پــــاک
بــرگـهــای سبــــز بـیــــد
عـطـــــر نــرگـس ، رقـص بــــاد
نغمــه شــوق پـرستـو هــای شـــاد
خلـوت گـرم کبـوتـرهای مست
نـرم نـرمـک مـی رســـد اینک بهــــار
خـوش به حــال چشمـه هــا و دشت هــا
خـوش به حــال دانــه هـــا و سبـــزه هـــا
خـوش به حــال غنـچــه هــای نیمــه بـــاز
خـوش به حــال دختــر میخـک کــه می خنــدد بــه نـــاز
خـوش به حــال جــام لبــریــــز از شـــراب
خـوش به حــال آفـتــــاب
جـامـه رنگین نمی پوشی به کـــام
بـــاده رنگیـن نمی نوشی ز جــــام
نـُـقــل و سبـــزه در میـــان سفــره نیست
جامت از آن مـِـی که می باید ،تهی است
ای دریغ از من اگــر مـسـتــــم نســـازد آفـتــــاب
ای دریغ از ما اگـــر کــامــــی نگیــریــم از بهـــــار
هفـت رنـگــش می شــود هـفـتـــــاد رنــگ
برچسبها: سال نو, نوروز, نرم نرمک میرسد اینک بهار, فریدون مشیری, غنچه های نیمه باز


برچسبها: سیاوش قمیشی, فاصله, آلبوم نقاب, دانلود آهنگ, یغما گلرویی
که آفتاب صداقت را
به میهمانی گلهای باغ می آورد
و گیسوان بلندش را به بادها می داد
و دستهای سپیدش را به آب می بخشید
دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریای واژگون می دوخت
وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند
که همچو کودک معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی را نثار من می کرد
که تا شمال ترین شمال
و در جنوب ترین جنوب
همیشه در همه جا
که بود با من و
پیوسته نیز بی من بود
و کار من ز فراقش فغان و شیون بود
برچسبها: دلم برای کسی تنگ است, آفتاب صداقت, حمید مصدق, شعر نو, مراعات همسر
خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه
کنـــارم هستی و بازم بهــونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از این جا تا دم در هم بری دلشــوره میگیرم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم
می دونـم که یه وقتــایی دلت میگیــره از کــارم
روزاییکه حواسم نیست بگم خیلی دوستت دادم
تو هم مثـل منی انگـــار از این دلتـنگــی هــا داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود آزاری
کنارم هستی و انگار همین نزدیکیــاس دریــا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگــه رد پــای عشــق بیا بی چـتـــر زیـر بــرف
اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف
روزاییکه حواسم نیست بگم خیلی دوستت دادم
تو هم مثـل منی انگـــار از این دلتـنگــی هــا داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود آزاری
برچسبها: معین, همدم, دانلود آهنگ, افشین مقدم, علیرضا افکاری
این غریبــه کیه از من چی می خواد ؟
اون به من یا من به اون خیـره شدم؟
بـاورم نمی شـه هــر چـی می بینــم
چـشـامو یـه لـحـظـه رو هم می ذارم
بـه خــودم می گــم که این صـورتـکـه
مـی تــونــــم از صــورتـــم ورش دارم
مـی کـشـم دستـمــو روی صــورتــم
هــر چــی بـایـد بدونـم دستــم میـگـه
مـنــو تــوی آیـنـــه نـشـــون مـیـــــده
می گــه این تویی نه هیچ کس دیگـه
جــای پـاهـــای تــمـــوم قــصــه هـــا
رنــگـــ غـربـت تـو تـمــوم لـحظــه هــا
مــونـــده روی صــورتـت تــــا بـدونــی
حــالا امـروز چی ازت مـونــده بـه جـا ؟
آیـنـــه می گـه تـو همــونی کـه یـه روز
امــا بـاز تـو هـر تیـکـش عـکـس مـنــه
عکسـا با دهـن کجی بـهــم مـی گــن
چـشــــم امـیـــد و بـبـــر از آسـمـــون
روزا بــا هـمــدیـگــه فــرقــی نــدارن
بـوی کهنـگـی مـی دن تـمــومـشـون
برچسبها: آینه, فرهاد مهراد, اردلان سرفراز, مسخ, دانلود آهنگ
تــو بيـــا تــا دلـــم نکـرده فـريــــاد
گـل شب بـو ديگه شب بو نمي ده
کی گــل شب بو را از شاخه چيده
گوشـه آسمـــون پـر رنگيـن کمــون
من مثـل تـاريـکی، تـو مثــل مهتـاب
اگـه بـــاد از سـر زلــف تــو نـگــذره
مـن می رم گـــم می شــم
تـو جنگــل خـواب
گـــل گلــدون من ، مــاه ايـوون من
از تـو تنـهــا شـدم چـو مـاهی از آب
گـــل هــر آرزو، رفتــه از رنگ و بــو
مـن شــدم رود خــونـه
دلـــم يـه مـرداب
آسمـــون آبــی مـی شـــه
امّـــا گــل خــورشيــد
رو شـاخـه هـای بيــد
دلش می گيــره
درّه مهـتـــابی مـی شـــه
امّـا گـــل مهـتـــاب
از بـرکــه هـای آب
بـــالا نمـيـــــره
تـو که دست تکـون میــدی
بـه ستــــاره جـون میــدی
می شکفـه گــل از گــل بـاغ
وقتی چشمـات هم ميـاد
دو ســتـــــاره کـم ميــاد
می سـوزه شقـــايــق از داغ
گـــل گلــدون من ، مــاه ايـوون من
از تـو تنـهــا شـدم چـو مـاهی از آب
گـــل هــر آرزو، رفتــه از رنگ و بــو
مـن شــدم رود خــونـه
دلـــم يـه مـرداب
برچسبها: گل گلدون من, سیمین غانم, ماه ایوون من, فرهــاد شیبانی, دانلود آهنگ
برچسبها: آئینه دنیا, قسم, حباب نگران لب یک رود, جامه اندوه, کیوان شاهبداغی

آسمون بغضش رو تو پرده ی ابرهای سیـاهش پاره می کرد
رعــد و بـرق نـگــاه شـهـــر رو با صــداش خـــواب زده می کرد
زمین از این همه سنگینی بار به روی شونه اش گله می کرد
بـی خیـــال از نـالـه ها و گلــه های بــرگـهــــای زرد خـــزونــی
تـــن غــربت رو مــی شستــــم زیــــر قـطـــــره هـای بــــــارون
می کشیدم پای خسته ام رو توی جاده، به هوای بوی خونه
وقـتــی که صــدای خــونه مــن رو تــا آخــر جـاده می کشونه
ایـن ســرابــه تـوی جــــاده ؛ که چشمـــام رو مـی پـوشـــونـه
برچسبها: گلهای پونه, سیاوش قمیشی, عطر بارون زده, ناهید میر بها, خش خش برگها
بازم به اون نصف جهان برگردم
برم اونجا بشینم در کنار زاینده رود
بخونم از ته دل ترانه و شعر و سرود ترانه و شعرو سرود
خودم اینجا دلم اونجا همه راز و نیازم اونجا
ای خدا عشق منو یار منو اون گل نازم اونجا
چه کنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم
اسمون گریه کند بر سر جانانه من
اشک ریزان شده دلدار در ان خانه من
از غم دوری او همدم پیمانه شدم
همچو شبگرد غزل خون سوی میخانه شدم
مست و دیوانه شدم مست و دیوانه شدم
به خدا این دل من پر از غمه تموم دنیا برام جهنمه
هر چه گویم من از این سوز دلم
به خدا بازم کمه بازم کمه
چکنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم
دلم میخواد به اصفهان برگردم
بازم به اون نصف جهان برگردم
برچسبها: زاینده رود, معین, نصف جهان, دانلود آهنگ, جمشید شیبانی
به چشـم من همه رنگی فریبـا بود![]()

برچسبها: شوق روزگار کودی, دلکش, افتخاری, دانلود آهنگ, معینی کرمانشاهی, علی تجویدی
برچسبها: کوک کن, شعر, شاعر, کیوان هاشمی, کوک کن ساعت خویش, سحر نزدیک است, اعتبار, خروس سحری
برچسبها: پرنده های قفسی, سیاوش قمیشی, مسعود فردمنش, دانلود آهنگ, پرنده زیر بارون
سالیان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست میدیدند
یکی از روز های سرد پاییزی زیر رگبار و تازیانه باد
یکی از کاج ها به خود لرزید خم شدو روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا خوب درحال من تامل کن
ریشه هایم زخاک بیرون است چند روزی مرا تحمل کن
کاج همسایه گفت با تندی مردم آزار از تو بیزارم
دور شو دست از سرم بردار من کجا طاقت تورا دارم
بینوا راسپس تکانی داد یار بی رحم و بی مروت او
سیمها پاره گشت و کاج افتاد برزمین نقش بست قامت او
مرکز ارتباط دید آن روز انتقال پیام ممکن نیست
گشت عازم گروه پی جویی تا ببیند که عیب کار از چیست
سیمبانان پس از مرمت سیم راه تکرار بر خطر بستند
یعنی آن کاج سنگدل را نیز با تبر تکه تکه بشکستند
سالیان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست میدیدند
روزی از روزهای پائیزی زیر رگبار و تازیانه باد
یكی از كاج ها به خود لرزید خم شد و روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا خوب در حال من تأمل كن
ریشههایم ز خاك بیرون است چند روزی مرا تحمل كن
كاج همسایه گفت با نرمی دوستی را نمی برم از یاد
شاید این اتفاق هم روزی ناگهان از برای من افتاد
مهربانی بگوش باد رسید باد آرام شد، ملایم شد
کاج آسیب دیده ی ما هم کم کمک پا گرفت و سالم شد
میوه ی کاج ها فرو می ریخت دانه ها ریشه می زدند آسان
ابر باران رساند و چندی بعد دِه ما ، نام یافت کاجستان
برچسبها: شعر دو کاج, سیم پیام, محمد جواد محبت, کاج همسایه, کاجستان
کنده ای در کوره افسرده جان افکند
چشم هایش در سیاهی های کومه جست و جو می کرد
زیر لب آهسته با خود گفتگو می کرد
شعله ها را هیمه باید روشنی افروز
برچسبها: منظومه آرش کمانگیر, زندگی زیباست, زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست, سیاوش کسرایی, دانلود, صدای سیاوش کسرایی, صدای شاعر
ادامه مطلب

گون از نسیم پرسید
- دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان ؟
- همه آرزویم
اما
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان ؟
- به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
برچسبها: به کجا چنین شتابان, برسان سلام ما را, کویر وحشت, محمرضا شفیعی کدکنی, کلاس درس
دیده بگشا بر عــدم، ای مستـی هستی فـــزا
دیده بگشا ای پس از سوءالقضا حسن القضا 
بحـر مروارید غـم، گنجور مردستان، علی!
کِبـر پَـستان بیـن و جـــام جـهــل و فـرجـــام گـنـــاه
تیر و ترکش، خون و آتش، خشم سرکش، بیم چاه
شمـع شبهای دژم، مـــاه غریبستان، علی!
سوخت لاله، مُرد لیلی، خشک شد سَرو سَهی
زآ گـهی مان جهــل مـاند و جهــل ماند از آگهـی
تیـــره شد از بیـش و کــم آیینــۀ هستان، علی! 
برچسبها: ماه غریبستان علی, دیده بگشا, علی معلم, محمد اصفهانی, علی ای همای رحمت
کی دل سنـگ تـو را آه به هم میریزد
سنــگــ در بـرکــــه میانــدازم و میپـنـــــدارم
بـا همین سنــگ زدن، مــــــاه بـه هـم میریزد
عشق، بر شانه ی هم چیدنِ چندین سنگ است
گــــاه میمـانــــد و نـاگــاه بـه هــــم مـیریــزد
آنچه را عقــل به یک عمــر به دست آورده است
عشــق یـک لـحظـه ی کوتـــاه به هم میریــزد
آه، یک روز همیــن آه تــو را مـیگیـرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم میریزد
آه از آیـیـنـه که تصـویــر تـو را قـاب گرفت
خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتیام را شب طـوفانی گـرداب گرفت
در قنـوتم ز خـدا«عقــل» طلب میکردم
«عشق» اما خبر از گوشه محراب گرفت
نـتــوانست فــرامـــوش کنـــد مسـتـــی را
هر که از دست تو یک قطره می ناب گرفت
کـی بـه انـداختـن سنگ پیاپی در آب
ماه را میشود از حافظه آب گرفت؟!
برچسبها: جاصل عقل, سنگ در برکه, حافظه آب, شعر, شاعر, فاضل نظری
عـقــده ی دل می گشــاید گـریه ی بی اختـیــارم
از غــــم نـامـردمـی ها بـغـض هـا در سیـنــه دارم
شـانـه هــایـت را بـرای گــریـه کردن دوسـت دارم
دوست دارم
شـــانـه هــایـت را بــرای گـــریـه کردن دوسـت دارم
بـــی تــو بـــودن را بــرای بـا تــو بـودن دوسـت دارم
دوست دارم
خـالـــی از خـودخـواهـی مـن ، بـرتــر از آلایـش تـن
مـن تـو را والاتــر از تـن ، بــرتــر از مـن دوسـت دارم
شـــانـه هــایـت را بــرای گـــریـه کردن دوسـت دارم
بـــی تــو بـــودن را بــرای بـا تــو بـودن دوسـت دارم
عــشـــق را در چهـــره ی آیینـه دیدن دوسـت دارم
در خـمـوشـی چشـم ما را قصـه هـا گفتگوهاست
من تـو را در جـذبـه ی محـــراب دیـدن دوسـت دارم
شـــانـه هــایـت را بــرای گـــریـه کردن دوسـت دارم
بـــی تــو بـــودن را بــرای بـا تــو بـودن دوسـت دارم
چـلـه را در مقدم عشقت شکستن ،دوست دارم
شـانـه هــایـت را بـرای گــریـه کردن دوسـت دارم
دوست دارم
عـمـق چشمــان تـو این دریــای شفــاف غـزل را
بـی نـیـــاز از ایـن زبــان لال گـفتـن دوسـت دارم


برچسبها: شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم, هایده, دانلود آهنگ, سوغات, اردلان سرفراز
برچسبها: نقش خاطره, فرزاد حسنی, شاعر, دانلود آهنگ, تیتراژ اتاق اکسیژن
می دونم خوب می دونی، تو تار و پود و ریشهـَ می
تو كه از دنیــا گذشتی واسه یك خنده ی من
چـرا من نگـذرم از یه پـوسـت و خـون به اسم تـن
تـو خـیـالـمم نبـود دوبـاره عـاشـقــی كنـم
ممـنـونـــم اجــازه دادی بـا تـو زنــدگــی كـنـــم
نمی دونم چی بگم كه باورت شه جونمی
تـوی ایــن كابـــوس درد، رویــای مهــربـونمـی
می دونـی بـا تـو، پـُرم از شعــر و ستاره
مـی دونـی بـی تـو، لـحظــه حـرمـتـی نـداره
مـی دونـی در تـــو، ایـــن خـــــــــدا بـــــوده
كـه تـونـستـــه گــــــل عـشقـو بـكــاره
وقـتـی حتـی پیشمــی، دلـم بـرات تنـگ می شه باز
عشــق تـو، تـو لحظـه هام حـادثـه ساز و قصـه ساز
به جون خودت كه بی تو از نفـس هم سیــر می شم
نمی دونم چی می شه بدجوری گوشه گیر می شم
ممنونم كه بچه بازی هامو طاقت می كنی
هر چقدر بد می شم اما تو نجابت می كنی
هر كجای دنیا باشم با منی و در منی
نگران حال و روزم بیشتر از خود منی
می دونـی بـا تـو، پـُرم از شعــر و ستاره
مـی دونـی بـی تـو، لـحظــه حـرمـتـی نـداره
مـی دونـی در تـــو، ایـــن خـــــــــدا بـــــوده
كـه تـونـستـــه گــــــل عـشقـو بـكــاره
می دونی با تو . . .
می دونی بی تو . . .
می دونی در تو . . .
می دونی با تو . . .![]()
![]()
برچسبها: ممنونم, رضا صادقی, دانلود آهنگ, ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم, متن آهنگ
ادامه مطلب

برچسبها: خود شکن, شعر, حمید مصدق, عکس, شاعر
يـادم کـن تـا هستــم اي اميــد زنـدگانــــــي
تــا بــه هــــر تــرانــــــه مـيکـشــد زبـانــــــــه شـــور عـاشقــانه من
حـــــالــــــ دلــــــــ مـــيگـــويـــــــم بـــا زبــــــان بــــي زبـــانــــــــــــي
هــر لبخنــــدت بـا مـن گـويــد دل مـده به دست غــم در ايـن عـالــم
بـنـشـيــــن بـا عـشــــــق تـا گـــــــل رويـــد زيــن شـب خــزانـــــــــي
تــا کـه از نـگــاه تـو نـــور شـادي مـيبـــارد
دل ز مـهــربـانيت شــــور و شـــاديهـا دارد
بـا تـو خــــزان من بهـــــاران با تو شبــم ستـاره باران از نورافشاني
چـه بخواهـي چـه نخواهـي دل عـاشـق ره تو پـويـد به هر نشـانـي
دل و جان سرمست از شوق نگاه تو همه جا حيرانم ديده به راه تو
که بديـن روح افـــزايـي زيبـايــي رويــايـي چـون بهـشـت جـاودانـــي
چـه شود گـر بـازآيــي چـون نفـس بـاد سحــر مي رسدم جان دگــر
ديــــده کـشــــد ســوي تــو پــر هـمـسفـــــرم شــو که مـيتـوانــي
پــر و بالــم را بـا ديــدارت کــي بـگـشــــــايــي؟
تب و تابـم را با لبخـنـدت کــي بنـشـــــــانــي؟ 
برچسبها: شور عاشقانه, امید زندگانی, فریدون مشیری, مرتضی نی داوود, علیرضا افتخاری
![]()
برچسبها: آبی خاکستری سیاه, حمید مصدق, شعر نو, سحر نزدیک است, آتش عشق
ادامه مطلب
برچسبها: آبی سیاه خاکستری, حمید مصدق, شاعر, سحر نزدیک است
ادامه مطلب



برچسبها: سنگ نوشته, فریدون مشیری, فروغ فرخزاد, حسین پناهی, من از نهایت شب حرف میزنم
| Design By : nightSelect.com |



