خود شکن
اين مرد خود پرست
اين ديو، اين رها شده از بند
مست مست
استاده روبه روي من و
خيره در منست
***
گفتم به خويشتن
آيا توانِ رستنم از اين نگاه هست ؟
مشتي زدم به سينه او،
ناگهان دريغ
آئينه تمام قد روبه رو شكست .
<<حمید مصدق>>

+ نوشته شده در جمعه ۳ تیر ۱۳۹۰ ساعت 18:23 توسط اشک باران
|